از این به بعد به دلایلی به این آدرس کوچ میکنیم  :

کمی بیشتر

اونجا منتطرتون هستم

Advertisements

یه وقتایی

منتشرشده: 2014/01/19 در کمی بیشتر فکر کنیم

یه وقتایی هست که دیگه نمیتونی ، دیگه نمیشه ، تا اینجاش رو خوب اومدی ها ولی دیگه نمیتونی ادامه ، دیگه ادامه دادن سخته ، خیلی سخت ، میخوای فرار کنی ، همه چیز رو ول کنی و بری ، بعد یهو به فکرت میرسه که پس این همه زحمت چی میشه ؟! ، به خودت میگی : بابا تا اینجاشو اومدی ، میتونی بقیش رو هم بری ، ادامه بده تو میتونی !!!! ، اما خودتم میدونی دیگه نمیشه ، اینا همش حرفه ، دیگه مردش نیستی ، از اینجا به بعدش مرد میخواد . . .  بعد یهو به خودت میایی ، من نباید کم بیارم ، مردم چی میگن ؟! یکار ساده رو هم نتونست انجام بده ، همه دارن انجام میدن دیگه ! مگه چیه ؟ بقیه آدم نیستن ؟! این دوره ها رو همه گذرندوند ! ، و هزار تا حرف دیگه به خودت میزنی ، تنها چیزی که دلگرمت میکنه فقط یه چیزه : این دوره واسه همه اتفاق افتاده و بعد از تو هم واسه بقیه هست ، تمام تلاشت رو میکنی که حواست رو پرت کنی ! ، اصلا بهش فکر نکن ، ولی اینم بی فایدست !!! اینا همش حرفه . . . حرف ، مرد اونه که تو عمل کم نیاره .

اینجاست که قدرت هر دو طرف برابر میشه ، از یه طرف واقعا نمیشه ادامه داد ، از یه طرف این بهونه ها و دلگرمی های کم توان ، ۵۰ به ۵۰ ، هیچ کدوم برتری ندارن ، اگه یه کوچولو قوی باشی به زور همه چیز رو تحمل میکنی ، اگه آدم مقاومی باشی حتی بدون دلیلی هم تحمل میکنی همه ی سختی ها رو ، ولی تعداد افراد با این سطح تحمل و صبر خیلی کمه ، گرچه همین افراد هم داغون میشن ولی خودشون هم نمیدونن داره چه بلایی سرشون میاد . . .

یه وقتایی هم میزنی به سیم آخر ، کم میاری ، نمیتونی ، فرار میکنی ، میترسی ، مردش نیستی ، یا بهتر بگیم راه ساده تر رو انتخاب میکنی ، پاره کرده برگه سوالات امتحان ، سر جلسه امتحان نرفتن ، درس رو حذف میکنی ،  ترم بعد ایشالا . . .

یه حالت دیگه هم میشه که باشه ، هیچ کدوم نیستی ، نه صبوری ، نه ترسو ، سعی میکنی ۵۰-۵۰ رو تغییر بدی ، قراره عاقلانه عمل کنی ، واسه عاقلانه عمل کردن باید ۵۰-۵۰ رو بهم زد ، باید یه طرف ترازو سنگینتر بشه تا عقلت بتونه رأی بده ، ولی خب فکر میکنی اگه کل قضیه عاقلانه نبود پس واسه چی شروع کردی ؟! همه چیز رو از اول مرور میکنی ، چرا شروع کردم ؟ چرا تا اینجا اومدم ؟ ، هرچی فکر میکنی پایه ی کار عاقلانه و درسته ، پس نمیشه بیخیالش شد ! نمیشه حذفش کرد ، نمیشه ترسید ، پس فقط یه کار میشه انجام داد ، باید این بهانه های الکی و دلگرمی های سرد رو بریزی دور دنبال یه چیز درست حسابی باشی ، یه بهونه ی جدید واسه ادامه ی کار ، واسه نترسیدن ، واسه ادامه دادن ، واسه مرد بودن ، واسه این که مردش بشی . . .

یه وقتایی اینجوری میشه دیگه ، زندگیه . . .

تجربه

منتشرشده: 2013/10/22 در کمی بیشتر فکر کنیم

اگر بگوید از تمام تجربیات این ۲۳ سال عمرت فقط حق داری یک تجربه رو برای استفاده در ادامه ی زندگی انتخاب کنی و با خودت ببری ، این تجربه رو انتخاب میکنم :

«  روی دوستی و کمک هیچ کس غیر از خدا هیچ حسابی باز نکن  »

342904_kPtaLeXt

کم عقل

منتشرشده: 2013/10/12 در کمی بیشتر فکر کنیم

به من می گویند کم عقل ، چون به روش آنها فکر نمی کنم ، بی ادب هم می شوم گاهی چون تعریف ادب را از جای دیگر گرفته ام ، از من می رنجند ، حق دارند چون رفتارم برایشان ناراحت کننده است ، از همه بدترم چون راست می گویم ، به قول سید مهدی آن زمان که داشتم از دیوار صداقت بالا می رفتم حواسم نبود که چقدر بلد است و حالا پایین پریدن غیر ممکن می نماید ، به حرفم گوش نمی دهند چون از دید آنها حرف هایم بی معنی و ناخوشایند است ، پیش خود می گویند : ای بابا باز این اومد ، باز مجبوریم به حرفاش گوش بدیم ، جالب است هیچ کدام به من نمی گویند که مثلا به این دلیل حرف های تو غلط است ، فقط وانمود می کنند که گوش می دهند ، اما واضح است که چیزی نمی شنوند ، ای کاش یک بار به من می گفتند که خفه شوم آن وقت حداقل می فهمیدم که حرف هایم را شنیده اند ، فقط سعی می کنند که با من بحث نکنند و مراقبند که کسی هم به بحث با من ننشیند ، او را از این کار باز میدارند و به من هم مدام می گویند که بسه دیگه چرا انقد بحث می کنی!! وقتی سوال می کنم چرا نباید حرف بزنم ؟! جواب خواهند داد که تو از طرف مقابل کم سن و سال تری و اینجوری شاید اون شخص ناراحت بشه ، درست می گویند ، تا به حال بار ها افراد مقابل از دست من ناراحت شده اند و اکثرا هم از من مسن تر بوده اند اما من سوالی دارم : شخصی که ۱۰ سال از من بیشتر عمر کرده و از من با تجربه تر است چرا باید از دست من ناراحت شود ؟! نتیجه یک بحث از دو حالت خارج نخواهد شد ، اول آن که من درست می گویم و اگر طرف انسان با تجربه و عاقلی باشد باید حرف من را بپذیرد یا من اشتباه می گویم و بر اشتباه خود به دلیل بی تجربه بودن پا فشاری می کنم که در این حالت هم شخص با تجربه تر باید به نرمی من را از این اشتباه خارج کند ، پس چرا ناراحت می شود ؟! ولی در عمل حرف آنها درست از کار در می آید و شخص با تجربه تر از من ناراحت می شود ، سوال اینجاست که شخص با تجربه چه زمانی باید از این تجربه اش استفاده کند ؟ ، با رنجش آن شخص با تجربه تر همه به من می گویند که بی ادبی کرده ام . نمی دانم شاید واقعا بی ادبی کرده باشم ، وقتی به من می گویند که بی ادبی کرده ام ناراحت می شوم ، به فکرم می رسد که بهترین کار ترک کردن آن جمع خواهد بود تا دوباره بتوانم بر ناراحتی و عصبانیتم چیره گردم ، اما وقتی جمع را ترک می کنم به من می گویند که مثل بچه ها قهر کرده ام و عقلم هنوز رشد نکرده است !! این است روزگار یک کم عقل ، اما یک کم عقل می داند بیخردی بالاتر از این نیست که انتظار داشته باشد همه از او راضی باشند .

در جواب میگم که هیچ خبر خاصی وجود نداره ! سالهاست که مردم دارن زیر نظر یه نظام دیکتاتوری و پادشاهی زندگی میکنند و هیچ اتفاق خاصی قرار نسیت رخ بده !!  از سال 1923 که پادشاهی سعودی بنیان نهاده شد ، این کشور پادشاهی مطلقه داشته است . در این کشور حزب سیاسی ، پارلمان و انتخابات وجود ندارد . خُب اگه اینجوری باشه معلومه هیچ خبری نباید باشه غیر از مردن یه پادشاه و به سلطنت رسیدن اون یکی . شخص پادشاه وظایفی چون نخست وزیر ، فرمانده ی کل نیرو های مسلح ، رئیس شورای عالی دانشگاه ها ، رئیس شورای عالی نفت و رئیس دانشگاه اسلامی مدینه منوره را بر عهده دارد . من نگران پادشاه عربستان شدم ، بنده خدا این همه کار انجام میده خسته میشه که !!! پادشاه رئیس رسمی کشور است که مسؤلیت خود را به کمک شورای وزیران به انجام می رساند . خُب خدا رو شکر مثل این که کمک از راه رسید !! این کشور به لحاظ نوع کنترل سیستم اجرایی یک سرزمین مستقل به شمار می آید که از ۱۳ ایالت تشکیل شده که در رأس هر کدام از آنها ، یکی از شاهزادگان سعودی فرمان می راند . خوبه ها ، چه اقوام خوبی داره این پادشاه ، همش تو کارا بهش کمک میکنن ، خدا خیرشون بده !! جمعیت کشور عربستان حدود ۲۸ میلیون نفر با میانگین سنی ۲۱/۵ سال است . امید به زندگی در این کشور برای زنان ۷۸ سال و برای مردان ۷۴ سال است . جالبه ها ، این نشون میده که رانندگی نکردن به احتمال زیاد باعث افزایش امید به زندگی میشه !!  رانندگی زنان در عربستان سعودی ممنوع است و با وجود برخی تلاش ها برای برداشتن این ممنوعیت به  دلیل مخالفت مقام های دینی این کشور ، این تلاش ها به نتیجه نرسیده است و مقام های مذهبی عربستان بر حرام بودن رانندگی زنان به دلیل ایجاد فساد و آسیب رساندن به عفت ، پافشاری می کنند .  ای بابا ! خُب حالا شاید یه خانومی خواست بره واسه نهار ظهرش از فروشگاه نیم کیلو گوشت بگیره ، باید این همه راه پیاده بره ؟!؟! ورود زنان بدون همراهی محرم به بسیاری از اماکن عمومی سعودی از جمله بانک ها ، رستوران ها و فروشگاه ها ممنوع است .  خب مثل این که مشکل حل شد ! حالا یه روز گوشت نخورن که چیزی نمیشه !! علمای دینی سعودی سفر زنان را بدون هراهی مردی از محارمش ممنوع می دانند ، این قانون هم در سفر های درون کشور عربستان و هم در سفر های برون مرزی اجرا می شود . خب دیگه واجب شد که بریم به کشور های دموکراسی گستر خبر بدیم تا بیان و یه کمکی به مردم عربستان بکنن ! تا من برم صداشون کنم شما یه سری به اینجا بزنید .

پ.ن : قسمت هایی که کم رنگتر هستن رو از کتاب « نگاهی به ساختار عربستان سعودی » انتخاب کردم .

بعد از این ماجراهای جنگ احتمالی سوریه که خدا رو شکر کنسل شد یه فکری افتاد تو مغزم ، فکر کردم که هزینه هایی که کشور های جنگ افروز برای این جنگ ها متحمل میشن دقیقا چقدره ؟! پیش خودم گفتم شاید ما داریم اشتباه میکنیم و هزینه این جنگ ها در آخر برای این کشور های جنگ طلب به صرفه باشه !!! واسه همین یه گشتی تو اینترنت زدم و با بدست اوردن یه سری عدد  شروع به محاسبات کردم ، اول عدد ها رو ببینیم :

خبرگزاری واشنگتن پست در گزارشی به قلم ‘جوزف استیگلیتز و ‘لیندا بیلمز’ در باره هزینه‌های جنگ عراق در تیتر خود نوشت: هزینه واقعی جنگ عراق فراتر از ۳ تریلیون دلار است. تحلیلگران واشنگتن پست در این گزارش به تشریح هزینه واقعی جنگ عراق پرداخته و آن ‌را خیلی بیش از برآوردهای پیش‌بینی‌های دولت ‘بوش’ در سال ۲۰۰۳ که هزینه جنگ را ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار پیش‌بینی کرد، می‌دانند.این دو تحلیل گر در بخشی از گزارش خود نوشتند: امروزه که ایالات متحده جنگ در عراق را پایان بخشیده است به نظر می‌رسد که برآورد ۳ تریلیون دلاری ما بسیار کم بوده است. مثلا هزینه تشخیص، درمان و جبران سربازان معلول از آنچه ما انتظار داشتیم بیشتر شده است. علاوه بر این، با گذشت دو سال، برای ما مشخص شد که برآورد ما هزینه متداول درگیری را شامل نمی‌شد . اینم لینکش .

و همچنین این یکی :

تازه ترین مطالعات دانشگاهی نشان می دهد که آمریکا در جنگ عراق بیش از دو تریلیون دالر هزینه کرده که با برآورد هزینه‌های واشنگتن در سالهای آینده، این مبلغ به شش تریلیون دالر افزایش خواهد یافت.

به گزارش پایگاه اینترنتی شبکه خبری الجزیره، پژوهشی که مرکز مطالعات بین المللی واتسون وابسته به دانشگاه بروان آن را انجام داده، نشان می دهد که آمریکا در جنگ علیه عراق ۱.۷ تریلیون دالر به طور مستقیم هزینه کرده و ۴۹۰ میلیارد دالر نیز به مجروحان جنگ علیه عراق پرداخت کرده است.

در پژوهش مرکز واتسون آمده است: اگر مسایل جانبی جنگ عراق و هزینه‌های آتی آن برای آمریکا و نیز سودی که ۲.۲ تریلیون دالر می‌توانست به خزانه آمریکا سرازیر کند را محاسبه کنیم، میزان خسارتی که واشنگتن در جنگ عراق متحمل شده در ۴۰ سال آینده به شش تریلیون دالر خواهد رسید.

در این پژوهش آمده است: علاوه بر هزینه‌های مالی، جنگ عراق هزینه‌های ناگوار اجتماعی را نیز به آمریکا تحمیل کرده است که مشکلات خانواده‌های مجروحان آمریکایی و خود آنها یکی از این موارد است.

مرکز واتسون در گزارش خود آورده است: نیازهای پزشکی و مراقبتهای ویژه ای که مجروحین جنگی آمریکا به آن نیاز دارند تا سال ۲۰۱۳ به ۱۳۴.۷میلیارد دالر رسیده است.

در این گزارش آمده است: خسارتهای مالی آمریکا علاوه بر نتایج فاجعه بار جنگ برای ملت عراق و خسارتهایی است که این کشور آسیایی متحمل شده است. اینم لینکش .

Stack of $1000 Dollar Bills - with slight wide-angle distortion

تا اونجا که ما دستگیرمون شده جنگ عراق برای آمریکه حدود ۳ تریلیون هزینه ی مستقیم و غیر مستقیم داشته . با توجه به این که این جنگ به صورت رسمی از سال ۲۰۰۳ شروع و در سال ۲۰۱۱ تموم شده ( یعنی حدودا ۸ سال یا ۹۶ ماه یا ۳۸۴ هفته که در کل میشه۲۹۲۰ روز ) . با یک سری محاسبات خیلی ساده میشه به اعداد جالبی رسید ، اونجوری که من حساب کردم کشور آمریکا تو این مدت هر سال۳۷۵٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار ( ۳۷۵ میلیارد دلار ) ، هر ماه ۳۱٫۲۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار ( حدودا ۳۱ میلیارد دلار ) ، در هر روز ۱٫۰۲۷٫۳۹۷٫۲۶۰ دلار ( حدود ۱ میلیارد دلار ) و نهایتا در هر ساعت ۴۲٫۸۰۸٫۲۱۹ دلار ( حدودا ۴۲ میلیون دلار ) واسه این جنگ یا بهتر بگیم آدم کشی هزینه کرده . خودتونم میتونید محاسبه کنید که آمریکا به قیمت اون روزهای دلار تو کشور ما هشت سال متوالی تقریبا ساعتی ۵۰ میلیارد تومن برای این کشتار هزینه کرده !!!!!!!!!!!!!!!! ساعتی ۵۰ میلیارد تومن !!!!! دیگه گفتن نداره که با این پول تو کشور های فقیر میشه چه کارایی انجام داد . با یکم بیشتر فکر کردن ، با یکم بیشتر توجه کردن میشه به نتیجه های خیلی جالبی رسید . حالا دیگه نتیجه گیری با خودتون که آیا این هزینه ها برای کشور و مردم آمریکا به صرفه بوده یا نه ؟!!! آمریکا با این پولی چه کارای دیگه ای میتونسته انجام بده ؟! اصلا چرا باید همچین جنگی شروع بشه و ۸ سال هم طول بکشه ؟! این وسط غیر از کشتار و هزینه چه چیز دیگه ای وجود داره ؟!

 

 

افراد نخبه هرجای دنیا که باشن برای همه قابل توجه و قابل احترام خواهند بود :

نام خودش را به حسن باقری تغییر داد ، برای فرماندهان در رده های مختلف صحبت می کرد . همیشه از اهمنیت اطلاعات و شناسایی منطقه ی دشمن می گفت . خودش هم با دقت کامل مشغول پیگیری امور بود . به اموزش عربی خیلی علاقه داشت . در مدت دو ماه به زبان عربی مسلط شد ! می گفت باید مکالمات بی سیم عراقی ها را به راحتی بفهمم ، باید وقتی با اسیر عراقی صحبت می کنم بتوانم او را تخلیه اطلاعاتی کنم . در این کار هم تبحر خاصی داشت . وقتی از جلسات و کار های روزمره فارغ می شد به سراغ اسرای عراقی می رفت . آنقدر دقیق از آنها سوال می کرد که گویی شغل او بازجویی از اسرای دشمن است !  . . . . حسن باقری از جا بلند شد . بنی صدر با دیدن او نیش خندی زد ! بعد هم از سر تمسخر به او نگاه می کرد . گویی فکر می کرد رشادت و شجاعت یک فرمانده در ظاهر و قیافه اش نهفته است . حسن مقابل نقشه ی بزرگی که بر روی دیوار بود رفت . تهیه این نقشه کار خودش بود ( توضیحات : اون موقع Google Maps و Bing Maps وجود نداشته ، تکنولوژی عکس هوایی هم در اختیار نیرو های ایرانی نبوده ، تهیه همین نقشه ی مذکور در متن هم یک ماه و نیم زمان برده ) . موقعیت ها در آن بسیار دقیق بود . تا پایان جنگ هم از آن استفاده شد . همه فرماندهان ارتش و سپاه به او خیره شده بودند . انقدر دقیق و صحیح موقعیت دشمن و شرایط نیرو های خودی را توضیح داد که همه ساکت شدند . گویی خودش در تمام مواضع دشمن حضور داشته . . . گزارش او که تمام شد بنی صدر ناخودآگاه گفت : احسنت ، احسنت ، آفرین ، فکر نمی کردم چنین گزارشی را بشنوم ! . . . . شب بود ، حسن باقری وارد شد . من را صدا کرد و به یکی از خطوط نبرد در منطقه خوزستان فرستاد . گفت مواظب باش نیرو های ما امشب به سمت دشمن حمله نکنند ! گلوله ی توپ و … هم از طرف ما شلیک نشود ! شب دیگری گفت : به فلان منطقه برو ، مثل قبل مواظب باش ! چند بار این ماجرا تکرار شد تا این اینکه علت کار را پرسیدم ، حسن گفت : در این شب ها که تو رفتی فرمانده لشکر عراق که در خوزستان مستقر بود به بازدید خط آمده بود ! با تعجب گفتم : پس چرا گفتی ما شلیک نکنیم ؟؟ مکثی کرد و گفت : این فرمانده ی عراقی فوق العاده ساده و بی درایت است . او آنقدر ضعیف است که ما میتوانیم با انجام کوچکترین عملیات ایذایی فریبش دهیم ! من میترسم کشته شود و فرمانده لایقی جانشین او شود !! ما برای عملیات بعدی به او احتیاج داریم !!!!

دقت و عمق اطلاعات شهید حسن باقری از دشمن واقعا شگفت آور بوده !! چند سال باید طی بشه تا ما دوباره چنین نخبه ای در جامعه داشته باشیم ؟! شخصی که تا قبل از جبهه رفتن تجربه ی کوچکترین کار نظامی رو نداشته و فقط یه خبرنگار ساده بوده . با یکم بیشتر فکر کردن نمیشه ارزش کارهایی رو که شهیدان برای ما انجام دادن فهمید !!!