مُد روز . . .

منتشرشده: 2013/07/20 در کمی بیشتر فکر کنیم

تو گذشته های نه چندان دور یکی از مهمترن نگرانی های مردم اخلاق بود ، به صورتی که برای بهتر شدن اخلاق و درست شدن نوع برخورد و رفتار هاشون کلاس میرفتن . . . ! آره تعجب هم داره همون جوری که الان مُد شده همه میرن کلاس نقاشی ، گل سازی ، موسیقی ، شنا و خیلی چیزای دیگه ( که البته همهشون خوب و مفیدن ) قدیما مُد بوده که میرفتن کلاس اخلاق ، حتما میپرسید چرا ؟! جوابش معلومه ، چون اخلاق براشون مهم بوده و اینو میدونستن که اگه یه انسانی بهترین پزشک دنیا هم باشه وقتی اخلاق نداشته باشه  دوزار نمی ارزه ، یا اگه یه نفر بزرگترین و بهترین سوپرمارکت منطقه رو داشته باشه و حتی در قیمتاش هم منصف باشه ولی اخلاق نداشته باشه مشتریاش هر روز کمتر و کمتر میشن ، واسه همین به کلاس های اخلاق میرفتن و خُب طبیعیه که کتاب هایی هم واسه اخلاق داشتن و در اختیار مردم قرار میدادند ، به عنوان نمونه : 

و اگر نه این است که این لذّات قبیح هستند ، چرا صاحب آنها شرم از اظهار آنها دارد ، و سعی در پوشیدن آنها می کند ؟ و چرا اگر کسی را پرخواره و شکم پرست خوانند ، تغییر در حالش به هم می رسد و حال این که ، هر کسی طالب نشر در کمال خود است ، بلکه فی الحقیقه ، لذّات جسمانیه لذت نیستند ، بلکه دفع آلامی چندند که برای بدن حاصل می شوند . پس آنچه را در وقت « اَکْلْ » ، لذت می دانی ، نیست مگر دفع الم « گرسنگی » و آنچه را در وقت « مجامعت » ، لذّت می دانی ، نیست مگر ازاله کردن « منی » . و از این جهت است که سیر را لذّتی در اَکْلْ نیست ، و این خود ظاهر است که خلاصی از اَلَم ، غیر از مرتبه ی کمال است . 

و چون این معلوم شد و دانستی که در لذّات جسمیّه کمالی نیست ، و شناختی که انسان در قوّه‌ی عاقله و لذّات عقلیه شریک ملائکه ی قُدسیه است ، و در قوای غضبیّه ُ شَهَویّه ، بهیمیهّ و لذّات جسمیّه ، شبیه سباع و بهایم و شیاطین است ، بر تو معلوم می شود که هر یکی از این قوا در آن غالب و طالب لذّات آن می شود ، شریک می شود با طایفه ای که این قوت منسوب به آن است ، تا آن که غلبه به سرحدّ کمال رسد ، در این وقت ، خودْ آن می شود ، و داخل در آن حزب می گردد . پس ، ای جان برادر ! چشم بصیرت بگشا و باهوش باش ، و ببین که خود را در کجا داشته و مرتبه ی خود را به کجا رسانیده ای .

و خیلی راحت میشه گفت که اون روزا  این چیزا کاملا مٍُد بوده و مردم بچه هاشون رو تابستونا تو این کلاسا ثبت نام میکردن احتمالا ، و خیلی هم مفید به نظر میرسه در کل . ولی نمیدونم که چرا الان دیگه این چیزا از مُد افتاده ؟! و خیلی برامون مهمتره که بچون یا حتی خودمون رقصیدن به روش سامبا  رو بلد یاشه ولی حرف زدن با بزرگترشو بلد نباشه ، خُب بچه س دیگه خودش کم کم میره تو جامعه یاد میگیره !! کی حوصله داره بره این چیزا رو بخونه !؟‌ بچه باید شاد  باشه  حالا اگه یه وقت هم یه فُش به داییش داد همه با هم بهش میخندیم ، بچه س دیگه !!! بله به همین راحتی ، ولی ای کاش یه کم بیشتر به اخلاقیات فکر می کردیم و به این فکر می کردیم که چرا دیگه کلاس های اخلاق تو کشور ما مُد نیستن ؟! کشوری که روزی با اخلاق ترین مردم رو داشته . . . . . 

پ.ن : اون متنی رو که نقل قول کردم از یه کتاب خیلی معروف تاریخی بود ، هرکی دوست داشت اسم کتاب رو بدونه  اعلام کنه تا بهش بگم 🙂

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s