ندای عدالت

منتشرشده: 2013/07/28 در اسلام, دنیای آزاد

عدالت و آزادی رو به اون صورت که جرج سمعان جرداق در کتاب امام علی صدای عدالت انسانی نوشته براتون تعریف می کنم :

امام در موقع محاکمه یا اجرای عدالت ، بین خود و توده مردم فرقی نمی گذاشت ، بلکه برای آرامش روح خویش ، در صورت لزوم در محاکمه شرکت می کرد . به همین سبب ، علی وقتی زره خود را در نزد یک مرد عادی مسیحی پیدا کرد ، او را به پیش یکی از قضات به نام شُریح برد تا موضوع را در آن جا حل کنند . هنگامی که هر دو برابر قاضی قرار گرفتند ، علی گفت : این زره من است و من آن را نه فروخته ام و نه به کسی بخشیده ام ! قاضی از مرد مسیحی پرسید : درباره ی ادعای پیشوای مسلمانان چه می گویی ؟ عرب مسیحی گفت : این زره از آن من است و البته من امیرمؤمنان را دروغگو نمی دانم ! قاضی به سوی علی برگشت و پرسید : شما گواه و دلیلی دارید که زره مال شماست ؟ علی خندید و گفت : شریح راست می گوید ، من گواهی ندارم . شریح حکم داد که زره مال مرد مسیحی است .  مرد مسیحی آن را گرفت و به راه افتاد و امیرالمؤمنین به او می نگریست ، مرد چند قدمی بیشتر نرفته بود بود که برگشت و گفت : من شهادت می دهم این گونه داوری از داوری های پیامبران است . پیشوای مسلمانان مرا نزد قاضی می آورد و قاضی بر ضد او حکم می کند !  و سپس گفت : به خدا زره از آن توست ، و من در ادعای خود باطل بودم .

شاید بهترین تعریف رو ازعدالت و آزادی یک مرد مسیحی لا به لای ورق های تاریخ اسلام پیدا کرده باشه ، مردی اهل روستا های مسیحی نشین لبنان .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s