کم عقل

منتشرشده: 2013/10/12 در کمی بیشتر فکر کنیم

به من می گویند کم عقل ، چون به روش آنها فکر نمی کنم ، بی ادب هم می شوم گاهی چون تعریف ادب را از جای دیگر گرفته ام ، از من می رنجند ، حق دارند چون رفتارم برایشان ناراحت کننده است ، از همه بدترم چون راست می گویم ، به قول سید مهدی آن زمان که داشتم از دیوار صداقت بالا می رفتم حواسم نبود که چقدر بلد است و حالا پایین پریدن غیر ممکن می نماید ، به حرفم گوش نمی دهند چون از دید آنها حرف هایم بی معنی و ناخوشایند است ، پیش خود می گویند : ای بابا باز این اومد ، باز مجبوریم به حرفاش گوش بدیم ، جالب است هیچ کدام به من نمی گویند که مثلا به این دلیل حرف های تو غلط است ، فقط وانمود می کنند که گوش می دهند ، اما واضح است که چیزی نمی شنوند ، ای کاش یک بار به من می گفتند که خفه شوم آن وقت حداقل می فهمیدم که حرف هایم را شنیده اند ، فقط سعی می کنند که با من بحث نکنند و مراقبند که کسی هم به بحث با من ننشیند ، او را از این کار باز میدارند و به من هم مدام می گویند که بسه دیگه چرا انقد بحث می کنی!! وقتی سوال می کنم چرا نباید حرف بزنم ؟! جواب خواهند داد که تو از طرف مقابل کم سن و سال تری و اینجوری شاید اون شخص ناراحت بشه ، درست می گویند ، تا به حال بار ها افراد مقابل از دست من ناراحت شده اند و اکثرا هم از من مسن تر بوده اند اما من سوالی دارم : شخصی که ۱۰ سال از من بیشتر عمر کرده و از من با تجربه تر است چرا باید از دست من ناراحت شود ؟! نتیجه یک بحث از دو حالت خارج نخواهد شد ، اول آن که من درست می گویم و اگر طرف انسان با تجربه و عاقلی باشد باید حرف من را بپذیرد یا من اشتباه می گویم و بر اشتباه خود به دلیل بی تجربه بودن پا فشاری می کنم که در این حالت هم شخص با تجربه تر باید به نرمی من را از این اشتباه خارج کند ، پس چرا ناراحت می شود ؟! ولی در عمل حرف آنها درست از کار در می آید و شخص با تجربه تر از من ناراحت می شود ، سوال اینجاست که شخص با تجربه چه زمانی باید از این تجربه اش استفاده کند ؟ ، با رنجش آن شخص با تجربه تر همه به من می گویند که بی ادبی کرده ام . نمی دانم شاید واقعا بی ادبی کرده باشم ، وقتی به من می گویند که بی ادبی کرده ام ناراحت می شوم ، به فکرم می رسد که بهترین کار ترک کردن آن جمع خواهد بود تا دوباره بتوانم بر ناراحتی و عصبانیتم چیره گردم ، اما وقتی جمع را ترک می کنم به من می گویند که مثل بچه ها قهر کرده ام و عقلم هنوز رشد نکرده است !! این است روزگار یک کم عقل ، اما یک کم عقل می داند بیخردی بالاتر از این نیست که انتظار داشته باشد همه از او راضی باشند .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s